- توکا، تو اهل سینما هستی؟
- آورررره، من عاشق سینما هستم!
- چه خوب! من یه فیلم عالی دارم از یه فیلمساز اتریشی که چندتا جایزه تو جشنواره کن گرفته، شنبه شب بیاین پیش ما منم پیتزا درست میکنم با هم بخوریم و فیلم ببینیم.
- به به، چه پیشنهاد خوشمزهای... ببینم، فیلمش اکشنه؟
- اکشن؟! نه، درباره یه خونوادهی بورژوا است که تو یه روستا زندگی میکنن در سالهای منتهی به سلطهی فاشیسم بر اروپا و...
- یعنی فیلمش جنگیه؟
- نه بابا... تو فیلم جنگی دوست داری؟
- نه، فیلم جنگی که اصلاً دوست ندارم اما عاشق فیلمهای اکشن، علمی تخیلی و هندی هستم.
- شوخی میکنی؟ تو فیلم هندی نگاه میکنی؟
- خب راستش رو بخوای تا حالا برای دیدن یه فیلم هندی به سینما نرفتم اما هر ده باری که "باغبان" از تلویزیون پخش شده تماشا کردم و هر ده بار وقتی بچههای نمکنشناس ثروت پدر و مادرشون رو تقسیم میکنن و اونا رو بیرون میندازن گریه کردم... تازه، فقط این که نیست، فکر کن که چقدر یک فیلم هندی کامله، هم صحنههای اکشن داره، هم رقص و آواز داره، هم خنده داره، هم گریه داره، هم پیام اخلاقی داره، هم پیام خانوادگی داره، هم نتیجهگیری اخلاقی داره و از همه مهمتر انقدر طولانیه که وقتی یک ساعتش رو حذف میکنن بازم دو ساعت کامل برای دیدن باقی میمونه...
- ...
***
خوب میدانم که بعضی علایق را نباید با صدای بلند جار زد اما هربار این اشتباه را تکرار میکنم. دوست جدیدم را بیشتر از آنی که باید متعجب کرده بودم و حالا میخواست ثابت کند آدمی مثل من که به ادبیات مدرن، تئاتر مدرن، موسیقی مدرن، نقاشی مدرن، مجسمهسازی مدرن، معماری مدرن، بردهداری مدرن، دندانپزشکی مدرن و هرچیز مدرن دیگری علاقه دارد نمیتواند و نباید در مقولهی فیلم و سینما چنین سلیقهی عقب ماندهای داشته باشد چون سینما ترکیبی از تمام هنرها است و بهترین وسیله برای انتقال یک پیام انسانی و...
پاسخ قانع کنندهای نداشتم جز اینکه اعتراف کنم ضمن ادای احترام به سینماگران هنرمند و قبول ارزشهای هنری سینما نمیتوانم بفهمم آدمی که به نمایش و هنر علاقه دارد چرا باید بجای تئاتر دنبال سینما برود؟... بحث به درازا میکشد و آخرالامر دوست جدید من به این نتیجهی ساده میرسد که باید خودم را به روانکاو نشان بدهم.
( از وبلاگ توکا نیستانی)

photo: Noorullah Shirzada (AFP / Getty Images)