ابتدای کارِ سیمرغ ای عجب
جلوه‌گر بگذشت بر چین نیم‌شب
در میان چین فتاد از وی پری
لاجَرَم پُر شور شد هر کشوری
هر کسی نقشی از آن پر برگرفت
هرکه دید آن نقش کاری درگرفت
آن پر اکنون در نگارستان چین‌ست
"اُطلبو العلم و لو بالصین" از این‌ست
گر نگشتی نقشِ پَرّ او عیان
این همه غوغا نبودی در جهان
این همه آثارِ صُنع، از فرّ اوست
جمله اَنمودار نقش پرّ اوست
چون نه سر پیداست وصفش را نه بُن
نیست لایق بیش از این گفتن سُخُن

(منطق‌الطیر / عطّار نیشابوری)


Illustration: Meyoko

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت: با حال‌ترین قسمت بدمینتون‌بازی در پارک، آنجائیست که توب در میان شاخه‌های درختی گیر می‌کند و دو نفری که مشغول بازی بودند همراه با چند تنِ دیگر، مشغول انداختن هر چیزی می‌شوند که بتواند توپ را به صاحبان اصلی آن بازگرداند. و چه لحظات خوشی است همان چند ثانیه‌ای که توپ از بالای درخت به زمین می‌رسد...