خواستها و آرزویهای آدمیانی که بیش از بیست قرن پیش در همین نزدیکی ها میزیستهاند، از میان متونی که آنها را با لفظ مقدس میشناسیم، کاملاً نمود مییابد. شوقِ حضور منجیای که با یک حرکت ملکوتی بیماران را شفا میدهد و تکیه بر قدرتِ ایمان، در سطرسطر این نوشتهها بهچشم میخورد. مسئلهی پیچیده همواره وجود دارد و تمنای انسان برای مواجهه با آن با هر مستمسکی طی دورههای گوناگون به اشکال مشابهی حضور داشته است؛ از صرع که در زمان عیسی مسیح بیماری لاعلاج بوده تا سرطان که امروزه بلای جان انسان مدرن است. با وجود پیشرفتهای حیرتانگیزِ دانشِ پزشکی و ریشهکنی بسیاری از بیماریها هنوز دعا و توسل به نیروی غیرمادی، برای بسیاری از مردم، امری تردیدناپذیر و عاملی تعیینکننده محسوب میشود اگرچه نتیجهای درپی نداشته باشد. (در هنگام بیاثری و غلبهی مرگ، باز هم اَجَل به همان نیروی ماورایی نسبت داده میشود و اینبار بازماندگان با مناسکی جدید باز هم از او، آمرزش شخص از دسترفته را طلب میکنند.) افراد باورمند به امور فراطبیعی صرفنظر از نوع مذهب یا اندیشه، برخورد تقریباً یکسانی با اینچنین نقل قولهایی خواهند داشت:
و چون بهنزد جماعت رسیدند، شخصی پیش آمده، نزد وی زانو زده، عرض کرد * خداوندا بر پسر من رحم کن زیرا مصروع و بهشدت متألِّم است چنانکه بارها در آتش و مکرراً در آب میافتد * و او را نزد شاگردان تو آوردم، نتوانستند او را شفا دهند * عیسی در جواب گفت، ای فرقهی بیایمانِ کجرفتار تا بهکِی با شما باشم و تا چند متحمِّل شما گردم، او را نزد من آورید * پس عیسی او را نهیب داده، دیو از وی بیرون شد و در ساعت، آن پسر شفا یافت * اما شاگردان نزد عیسی آمده، در خلوت از او پرسیدند چرا ما نتوانستیم او را بیرون کنیم * عیسی ایشان را گفت: به سببِ بیایمانیِ شما، زیرا هرآینه بهشما میگویم اگر ایمان بهقدر دانهی خردلی میداشتید بدین کوه میگفتید از اینجا بدانجا منتقل شو، البته منتقل میشد و هیچ امری بر شما مُحال نمیبود * لیکن این جنس جز به دعا و روزه بیرون نمیرود...
(انجیل متّی / باب هفدهم / آیات 14-21)
عاشورا -- ابراهیم نوروزی (AP)----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ عنوانِ پُست، برگرفته از رباعیات خیام بود...
پینوشت یکُم : نگارنده بر این باور است که دعا، نذر و نیاز، دخیل و این قبیل سَکَنات، بیش از آنکه بر شخص بیمار اثر داشته باشد، مَفرّی برای دست و پنجه نرم کردن اطرافیان با امر پیچیده است؛ گویی اینها، آرامشی میبخشد و از عذاب وجدانِ بیعملی میرهاند...
پینوشت تالی: تکهی نقلشده، ناخودآگاه، انسان را بهوجد میآورد...