+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 15:15 توسط بابک
|
در کاوشِ پیاپیِ لبها و دستهاست کاین نقشِ آدمی بر لوحهی زمان جاوید میشود این ذره ذره گرمیِ خاموشوارِ ما یک روز بیگمان سر میزند ز جایی و خورشید میشود
("ناگهان بالتازار" سینما نیست. داستانِ تولّد تا مرگِ الاغی بیپناه و سرگردان هم نیست. آیینهی تمام نمای رفتار بشریست چه با همنوع خود چه با طبیعت. رابرت برسون با آفرینش این اثر حرف ناگفتهای نگذاشت... )