شُتُرَک
همان جا بود که یک دسته از مؤمنینِ مسجد ندیده را دیدم که پشت ایوان پیغمبران جمع شده بودند و چون شنیده بودند که در قرآن مجید آمده که "لا یدخلون الجنة حتی یلج الجمل فی سم الخیاط" یعنی تا شتر از سوراخ سوزن رد نشود وارد بهشت نخواهند شد نمی دانم از کجا مقداری سوزن زنگ زده و یک رأس شتر لوک و لاغر بید زده، دست و پا کرده بودند و می خواستند شتر را از سوراخ سوزن بگذرانند و لطایف الحیلی چنان احمقانه به کار می بردند که عقل از کله ی انسان پرواز می کرد. اینقدر سر به سر شترک بیچاره گذاشتند و آزارش دادند تا عاقبت حوصله اش سر رفته بنای توزیع گاز و لگد را گذاشت و چند نفر از آن ها را مجروح کرد و سر نهاد به صحرا و دیگر هر قدر به دنبالش دویدند به گرد پایش نرسیدند که نرسیدند.
دوزخ:
بر گشتیم ولی باز مدتی صدای گُرگُر آتش و فریاد هل من مزید دوزخ چون زوزه ی گرگان گرسنه از دنبالمان روان بود و از شنیدن آن مو بر بدن انسان سیخ می شد. این ضجه و غیه قطع نشد مگر وقتیکه به جایی رسیدیم که گروه انبوهی از هیزم شکن های محشر برای سوخت جهنم هیزم می شکستند.کنده هایی را به یک ضربت تبر در هم می شکستند که از هر سنگ آسیایی به مراتب کلفت تر بود. صدای تبر و هِن هِن هیزم شکن ها گوش فلک را کر می کرد و خرده های چوب در زیر لبه ی تبر چنان فضا را پر کرده بود که هر دقیقه ممکن بود چشمان را کور نماید که واقعاً هیچ جای مکث نبود و لهذا دسته جمعی به هیزم شکن ها خدا قوت بدهد گفته و به راه افتادیم.
.jpg)
Angelico Fro - Last Judgement
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نقل از صحرای محشر، محمد علی جمال زاده، چاپ دوم، بهاء: 200 ریال