دِی
(مولوی / رباعیات)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پینوشت: دو سه روز پیش بود که بهصورت اتفاقی یکی از خبرهای بخشِ مُعَظَّمِ خبری 20:30 را دیدم که حکایت از وافعیت غریبی داشت. حدود نه میلیون و هفتصد هزار نفر، بیسوادِ مطلق در کشور وجود دارد که سه و نیم میلیون نفر آنها زیر پنجاه سال سن دارند. (بیشتر) خبری که بیست ثانیه هم طول نکشید و فقط با این سوال خبرنگار پایان یافت که: "پس این جشنهای ریشهکنی بیسوادی بر چه مبنایی بوده است؟"... بگذریم از اینکه بسیاری از دیپلم رَدیها (به قول ظریفی مگر این هم مدرک تحصیلی است!؟) و دیپلمهها هم از خواندن یک متن رسمی عاجزند. شاید کلید درک رفتار سیاسی اجتماعی امت همیشه در صحنه توجه به همین نکات پنهان باشد. همین میشود که وقتی نطق نمایندهی اردبیل در مجلس را گوش میدهیم بهخاطر کثرت جملات بدون فعل و غلطهای دستوری ، اشک در چشمانمان حلقه میزند. در چنین شرایطیست که استبداد معنی پیدا میکند و طامات و شطح جای سخن علمی را میگیرد. طنز ماجرا اما آنجاست که در وزارتخانهی آموزش و پرورش از زحمات سیسالهی حاج محسن قرائتی در سازمان نهضت سوادآموزی تجلیل میشود و وی بهعنوان مشاور وزير در امور آموزشی و پرورشی و نهضت سوادآموزی معرفی میگردد. (سرچشمه) محصولات چنین وزارتخانهای را در خیابانهای شهر زیاد مشاهده میکنیم... هنوز بعد از گذشت چند دهه این شعر مللکالشعرا را باید تکرار کرد:
تا خَرَند این قوم، رندان خَرسواری میکنند
وین خَران در زیرِ ایشان، آه و زاری میکنند
فینیتو.